یادداشت:

“نه” بزرگ امام حسین (ع) به یزید

“نه” بزرگ امام حسین (ع) به یزید نوشتاری از ابوالقاسم بهوند سال شصت هجری، یزید بر تخت و خزانه ی مسلمین تکیه زده بود و در فسادِ حکومتش غوطه ور. یزید خود را یکه تاز خلافت بر مسلمانان می بیند! او این جانشینی و موقعیت را به تقلب از پدرش معاویه به ارث برده بود

“نه” بزرگ امام حسین (ع) به یزید

نوشتاری از ابوالقاسم بهوند

سال شصت هجری، یزید بر تخت و خزانه ی مسلمین تکیه زده بود و در فسادِ حکومتش غوطه ور. یزید خود را یکه تاز خلافت بر مسلمانان می بیند!

او این جانشینی و موقعیت را به تقلب از پدرش معاویه به ارث برده بود و معاویه از پدرش ابی سفیان!

ابوسفیان در زمان فتح مکه توسط مسلمانان، وقتی قدرت حکومت پیامبر را به وضوح احساس کرد و همه چیز را از دست رفته دید، چاره ای جز پذیرفتن زبانی اسلام نداشت. او زبانی اسلام را پذیرفت تا دوباره حیات داشته باشد و بتواند با نفوذ گذشته ی خود امروزش را بسازد.

آنچه از امثال “امیه ها” می دانیم این است که بُت ها را هم ابزاری برای حکومت و تجارت خود می دیدند! همان کاری که بعدها با پذیرفتن صوری دین پیامبر  با اسلام کردند! دین را پذیرفتند تا بتوانند سهم دنیایی خود را از حکومت بدست بیاورند.

سوء استفاده ی ابزاری از دین سبب شد تا جامعه مسلمانان در زمان معاویه و شدید تر در زمان یزید  به بیراهه  و بی عدالتی و ظلم پیش برود.

خانواده ی پولدار و با نفوذ “امیه” توانستند از جهالت مردم عوام و غره ی خواص فریفته به مال و مکنت دنیا، (سوء) استفاده  ببرند.

در زمان یزید و پدرش، اصل دین خدا به سُخره گرفته می شد. فتواهای ناصواب و خود رایی معاویه، خود خواهی یزید و  پذیرش بی چون چرای مردمِ نادان  از جامعه ی مسلمانان مردمی سست اندیش، حکومتی فاسد و قومی نابخرد و “نان به نرخ روز خور” درست کرده بود.

عدالت به حاشیه رفته بود، سکوت و سرسپردگی و ذلت سراسر جغرافیای مردم مسلمان را فرا گرفته بود. اوج این نکبت و بدبختی به یزید ختم می شد.

حکومت ظلم و جور یزید از حسین بن علی، شخصیت بزرگ عصر، تقاضای بیعت خواست و حضرت که تربیت یافته ی مکتب پیامبر (ص) بود؛ نمی توانست چنین حکومتی از یزید را بپذیرد، عقل و تدبیر را در “نه” گفتن دید.

حضرت می دانست اگر تسلیم خواست یزید شود نه تنها فاتحه ی اسلام را خوانده است بلکه فاتحه ی حق و حقیقت، آزادگی و عدالت را هم خوانده است.

امام حسین خوب می دانست پذیرفتن بیعت با یزید، یعنی: مشروعیت بخشیدن بر ظلم و بی عدالتیِ آشکارِ یزید و یزیدیان.

راه بزرگ و تاریخی خود را برگزید و “نه” بزرگ را به یزید گفت تا به مردم زمانه و زمان های دیگر بفهماند اسلام واقعی کدام است.

بله. آزادی خواهی امام حسین (ع) از این “نه”بزرگ شروع شد تا از رَه تدبیر و عقل در مکّه به کربلای عشق و جانفشانی  برسد. و حکومت خودکامه یزید را رسوا کند‌.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

https://www.khuztab.ir/